راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی- ویرایش پنجم (بخش اول)

تشخیص گذاری دقیق بر اساس ملاك‌های تشخیصی كه به عنوان یك زبان مشترك در بین متخصصان و درمانگران عمل می‌كند، نخستین گام در تدوین طرح درمانی برای مراجعان است. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) را می‌توان مهم‌ترین منبع ملاك‌های تشخیصی اختلالات روانی در روان‌پزشكی و روان‌شناسی دانست كه نخستین بار در سال 1952 منتشر شد و تاكنون چهار بار مورد بازنگری قرار گرفته است. پیرو نسخه‌های قبلی این راهنما، انجمن روان‌پزشکی آمریكا در سال 1999 تدوین ویرایش پنجم از راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5) را آغاز كرد كه تغییراتی اساسی در آن نسبت به راهنمای قبلی صورت گرفته است. در این جا ابتدا تعریفی از اختلال روانی در راهنمای جدید ارائه شده و به دنبال آن توصیف مختصری از هر طبقه و تغییرات صورت گرفته در آن در مقایسه با DSM-IV ارائه می‌شود.

در DSM-5 دو تعریف تجدید نظر شده از اختلال روانی ارائه شده است، اما تاكنون هیچ یك از این دو تعریف مورد پذیرش گروه كاری DSM-5 قرار نگرفته است. در تعریف نخست اشتین و همكاران (2010) اختلال روانی را به عنوان الگو یا نشانگان روان‌شناختی یا رفتاری كه در فرد رخ می‌دهد مطرح می‌كنند. این الگو یا نشانگان منعكس كننده‌ی یك بدكاركردی روان‌شناختی زیربنایی است و پیامدهای آن ناتوانی (برای مثال تخریب در یك یا چند حوزه‌ی مهم از كاركرد) یا پریشانی (برای مثال یك نشانه‌ی دردناك) بالینی معنادار است. این نشانگان نباید پاسخی قابل انتظار به یك عامل استرس‌زای عمومی، فقدان (برای مثال از دست دادن فرد مورد علاقه) یا پاسخ فرهنگی تأیید شده به یك رویداد خاص باشند (برای مثال حالت‌های خلسه در آیین‌های مذهبی) و اساساً ناشی از انحراف اجتماعی یا تعارض با جامعه نیستند. در تعریف دوم، گروه مطالعاتی DSM-5 در زمینه‌ی ارزیابی اختلال و ناتوانی نیز در ملاك اول خود اختلال روانی را الگو یا نشانگان روان‌شناختی و رفتاری معرفی می‌كند كه در فرد رخ می‌دهند. این الگو مبتنی بر نقصان یا مشكل در یك یا چند حوزه از كاركرد روانی شامل كاركرد عمومی (برای مثال هشیاری، جهت‌یابی، هوش یا مزاج) یا كاركردهای اختصاصی (برای مثال توجه، حافظه، هیجان، ادراك و تفكر) است، اما محدود به این حوزه‌ها نیست. این نشانگان نباید پاسخی قابل انتظار به یك عامل استرس‌زای عمومی، فقدان یا پاسخ فرهنگی تأیید شده به یك رویداد خاص باشند و اساساً ناشی از انحراف اجتماعی یا تعارض فرد با جامعه نیستند.

گروه كاری DSM-5، اختلالات روانی را در 20 طبقه‌ی تشخیصی شامل

 1. اختلالات عصبی- رشدی

 2. اختلالات طیف اسكیزوفرنی و سایر اختلالات سایكوتیك

 3. اختلالات دو قطبی و اختلالات مرتبط با آن

 4. اختلالات افسردگی

 5. اختلالات اضطرابی

 6. اختلالات وسواسی- عملی و اختلالات مرتبط با آن

 7. اختلالات مرتبط با ضربه و عوامل تنش‌زا

 8. اختلالات تجزیه‌ای

 9. اختلالات علائم بدنی

 10. اختلالات تغذیه و خوردن

 11. اختلالات دفعی

 12. اختلالات خواب- بیداری

 13. اختلالات كنشی جنسی

 14. ملال جنسی

 15. اختلالات رفتار ایذایی، كنترل تكانه و سلوك

 16. اختلالات اعتیادی و مصرف مواد

 17. اختلالات عصبی- شناختی

 18. اختلالات شخصیت

 19. نابهنجاری‌های جنسی و

 20. سایر اختلالات قرار داده است كه در ادامه جزئیات بیشتری از هر یك از این طبقات تشخیصی ارائه شده است.

طبقه‌ی تشخیصی نخست، یعنی اختلالات عصبی- رشدی شامل شش دسته اختلالات رشد عقلانی، اختلالات ارتباطی، اختلالات طیف اوتسیم، اختلال بیش‌فعالی/ كمبود توجه، اختلالات یادگیری و اختلالات حركتی است كه در این دسته‌ها اختلالات زیادی گنجانده شده است؛ برخی از این اختلالات نظیر اختلال آوایی، اختلال ارتباط اجتماعی، اختلال زبانی خاص و پیدایش دیر هنگام زبان تشخیص‌های جدیدی هستند كه در DSM-IV وجود ندارند، علاوه بر این اختلالاتی مانند اختلال زبان بیانی، اختلال مختلط زبانی دركی/ بیانی در راهنمای جدید حذف شده‌اند. اختلالاتی كه در این طبقه قرار می‌گیرند در DSM-IV، در طبقات تشخیصی اختلالاتی كه برای نخستین بار در شیرخوارگی، كودكی یا نوجوانی تشخیص داده می‌شوند و اختلالات اضطرابی قرار گرفته‌اند.

در طبقه‌ی دوم، یعنی اختلالات طیف اسكیزوفرنی و سایر اختلالات سایكوتیك، اختلالاتی قرار گرفته‌اند كه در DSM-IV تحت عنوان طبقه‌ی تشخیصی اسكیزوفرنی و سایر اختلالات سایكوتیك قرار داده شده‌اند. این طبقه‌ی تشخیصی شامل 19 اختلال است كه قرار گرفتن اختلال شخصیت اسكیزوتایپی در این طبقه و حذف انواع فرعی اسكیزوفرنی (مانند پارانویید یا آشفته) مهم‌ترین تغییر این راهنما نسبت به DSM-IV است؛ علاوه بر این دو اختلال پیشنهادی در این طبقه قرار گرفته‌اند كه اختلال نخست علائم سایكوز خفیف و اختلال دوم كاتاتونیا (هم به عنوان یك اختلال مجزا با نام اختلال كاتاتونیك مرتبط با وضعیت پزشكی عمومی ناشناخته و هم به عنوان تصریح كننده‌ی كاتاتونیا كه در طیف وسیعی از اختلالات می‌تواند روی دهد) است.

منبع: تازه های روان شناسی