فشار روانی یکی از مهم‌ترین علل بروز اختلالات جسمی و روانی است. بررسی‌های گوناگون نشان دهنده این حقیقت است که 70 تا 90 درصد بیماری‌ها با فشار روانی ارتباط دارند. فهرست بیماری‌های ناشی از فشار روانی، سرطان، بیماری قلبی، آسم، میگرن و ... را در بر می‌گیرد.
همچنین فشار روانی می‌تواند در بروز اختلالاتی چون افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد موثر باشد. با توجه به نقش موثر فشار روانی در بروز اختلال سوء مصرف مواد و همچنین عود اعتیاد، آشنایی کامل با آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

فشار روانی چیست؟
ارائه تعریفی جامع و مانع از فشار روانی دشوار است. لازاروس و فولک من (1984) آن‌را چنین تعریف می‌کنند: «یک حالت درونی که می‌تواند ناشی از خواسته‌های فیزیکی بدن و یا ناشی از موقعیت محیطی و اجتماعی باشد که این موقعیت‌ها بالقوه زیان‌بار، غیرقابل کنترل یا فراتر از استعداد سازگاری ما ارزیابی می‌شوند.» علت‌های فیزیکی، محیطی و اجتماعی حالت فشار روانی را اصطلاحاً فشارزا گویند.
سلیه فشار روانی را پاسخ غیراختصاصی بدن به هر موقعیتی می‌داند که نیاز به سازگاری داشته باشد. خواه موقعیت مزبور خوشایند باشد (ارتقای شغلی) و خواه ناخوشایند (اخراج از کار). البته یافته‌های جدید نشان می دهد که بین فشار روانی ناشی از موقعیت مطلوب و نامطلوب تفاوت‌های فیزیولوژیک وجود دارد. متخصصان طب جامعه‌نگر، تعریف سلیه، لازاروس و دیگران را گسترش داده‌اند. به نظر آنها استرس ناتوانی در مواجهه با یک تهدید ادراک شده است (خیالی یا واقعی) که وضعیت مطلوب جسمی، ذهنی، هیجانی یا معنوی فرد را مورد تهدید قرار می‌دهد و در نتیجه آن پاسخ‌های فیزیولوژیک و سازگارانه ظاهر می‌شود.

فشار روانی با سلامتی و عملکرد ارتباط دارد. مقادیر کم آن موجب بهبود سلامتی و عملکرد می‌شود و مقادیر زیاد آن سلامتی را به خطر انداخته و عملکرد را دچار اختلال می‌کند.

چه عواملی فشار روانی ایجاد می‌کنند؟
عوامل ایجاد کننده فشار روانی را می‌توان به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم کرد. مهم‌ترین فشارهای بیرونی عبارتند از مشکلات زندگی (مشکلات اقتصادی، ناامنی شغلی، کار طاقت‌فرسا و ...) و دگرگونی‌های زندگی (مرگ همسر، فرزند یا والدین، ازدواج، طلاق و مهاجرت). اگر فشار روانی از حد معینی فراتر رود به پریشانی (Distress ) تبدیل می‌شود و سلامتی و عملکرد دچار اختلال می‌شوند. هولمز (1984) به منظور بررسی تاثیر فشارزاهای روانی بر سلامت افراد در گروه‌های سنی مختلف (نوجوانان، بزرگسالان، سالمندان) مقیاسی تهیه کرد که با توجه به تعداد و نوع دگرگونی‌های زندگی افراد در طول یکسال، آمادگی برای ابتلا به بیماری‌ها را پیش‌بینی می‌کند. هر چه شدت بحران‌های زندگی از خفیف (150 تا 199 واحد دگرگونی) به متوسط (200 تا 299) و شدید (بالاتر از 300) افزایش یابد به همان نسبت احتمال بروز بیماری بیشتر می‌شود.
برخی از مهم‌ترین فشارزاها و امتیازات مربوط به آن عبارتند از:

رویداد زندگی

واحدهای دگرگونی

بزرگسالان

نوجوانان

سالمندان

 مرگ همسر

100

69

73

 طلاق

73

60

72

 زندگی جدا از همسر

65

55

63

 بازداشت در زندان

63

50

73

 مرگ یکی از اعضای خانواده

63

54

60

 زخمی شدن یا بیماری

53

50

65

 ازدواج

50

50

50

 اخراج از کار

47

50

62

 آشتی با همسر

45

47

35

 بازنشستگی

45

46

33

(مقیاس درجه‌بندی سازگاری مجدد اجتماعی «هلمز»)


مدیریت فشار درمانی
باورهای غیرمنطقی و ناسازگارانه از مهم‌ترین عوامل فشارزا محسوب می‌شود به اعتقاد الیس این باورها نقش میانجی و حد واسط بین رویدادهای زندگی و پیامدهای روان‌شناختی ناشی از آنها را بر عهده دارد. به عنوان مثال از دست دادن شغل یک رویداد فعال کننده است. یعنی فردی که شغلش را از دست داده از حالت آرامش و بی‌اعتنایی خارج شده و برای مقابله با این تغییر فعال می‌شود. باورهایی که در ذهن فرد وجود دارد نقش موثری در افزایش یا کاهش فشار روانی و همچنین اقدامات فرد برای مقابله با عامل فشارزا ایفا می‌کند. باور به این‌که «هرگز چنین شغلی را دوباره به دست نخواهم آورد» با پیامد احساس ناکامی شدید و احتمالاً افسردگی ناشی از آن همراه خواهد شد. اما اگر باور فرد این باشد که «با تلاش بیشتر احتمالاً شغل بهتری به دست می‌آورم» با پیامدهای روان‌شناختی مساعدتری مواجه خواهد شد.
ارتباط بین رویداد، باور و پیامد را می‌توان به شکل زیر نمایش داد:

C

B

A

رویداد فعال‌کننده

پیامد

 

باور

 

 

برخی از رایج‌ترین باورهای غیرمنطقی عبارتند از:

  • اجبار به جلب تایید همه مردم (باید به گونه‌ای رفتار کنم که مورد تایید همه باشد)
  • اجبار به کسب مهارت و شایستگی در سطح بالا (باید حداقل در یک زمینه مهارت فوق‌العاده داشته باشم)
  • توقع این‌که رویدادها مطابق میل فرد باشند(نمی‌توانم مخالفت و ممانعت را تحمل کنم)
  • توقع این‌که دیگران همیشه منصفانه رفتار کنند.
  • باور به این‌که کنترلی بر عوامل ایجاد کننده فشار وجود ندارد.
  • باور به این‌که اجتناب از مسئولیت بهتر از قبول آن است.
  • باور به این‌که رفتارهای فعلی تحت تاثیر رویدادهای ناخوشایند گذشته است

در واقع یکی از مهم‌ترین راه‌های تعدیل فشار روانی تغییر و اصلاح باورهای غیرمنطقی و ناسازگارانه است.

شیوه‌های تعدیل فشار روانی

روش‌های متنوعی برای مقابله با فشار روانی و تعدیل آن وجود دارد. به اعتقاد لازاروس و همکارانش شیوه‌های مقابله را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد.

  • مقابله مسئله مدار: این نوع مقابله، روش‌هایی را در بر می‌گیرد که در جهت کاهش تقاضاهای موقعیت تنش‌زا و یا گسترش منابع برای درگیری با آن است.
  • مقابله هیجان مدار: این نوع مقابله شیوه‌هایی را در بر می‌گیرد که در جهت کنترل و یا نظم دادن به پاسخ‌های هیجانی به موقعیت تنش‌زا هستند.

مهم‌ترین شیوه‌های مقابله مسئله مدار عبارتند از:
بازسازی شناختی
به اعتقاد راجر آلن (1983) تغییرات شناختی در مقابل با فشار روانی و تغییر سبک زندگی نقش مهمی دارند. بازسازی شناختی از نظر وی شامل چهار مرحله به شرح زیر می‌باشد:

  • آگاهی از فشار روانی
    این مرحله شامل مشخص کردن و شناسایی دقیق فشارزاها است. در این مرحله کلیه افکار مرتبط با فشارزاها شامل نگرانی‌ها و ناآگاهی‌ها باید به صورت یک فهرست تهیه و تنظیم شوند. سپس علت فشارزا بودن هر یک از موارد مورد بررسی قرار گیرد. اگر ادراک فشارزاها منفی نگرانه و یا دفاعی باشد و مانع حل مشکل توسط شخص شود، باید مجدداً مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد.
  • ارزیابی مجدد شرایط
    ارزیابی مجدد یعنی ایجاد دیدگاه و باور جدید در ذهن که مناسب‌تر و سازگارانه‌تر باشد. در این مرحله باورهای دیگری که بی‌طرفانه یا ترجیحاً مثبت اندیشانه هستند برای حل مسئله به خدمت گرفته می‌شوند.
    باید به خاطر داشت که ارزیابی مجدد یک فرایند سرکوب هیجانات یا دلیل تراشی نیست بلکه تشخیص صحیح این نکته است که بر چه عواملی در زندگی کنترل داریم و چه عواملی خارج از کنترل ما هستند.
  • پذیرش و جایگزینی
    در این مرحله باورها و عقاید جدید در الگوهای تازه تفکر جایگزین باورهای قدیمی و کهنه می‌شوند. مشکل‌ترین مرحله تغییر نگرش پذیرش به کار بستن دیدگاه‌های جدید درباره مشکلات است. اکثر افراد در وضعیت‌های قدیمی و شناخته شده احساس راحتی می‌کنند و به حفظ عادت قدیمی در تفکر و رفتار گرایش دارند. اما مانند سایر مهارت‌ها بازسازی شناختی با تمرین و تکرار بهبود می‌یابد.
  • حمایت اجتماعی
    تحقیقات نشان می‌دهند که برخورداری از حمایت‌های اجتماعی آثار و فشار روانی را در موقعیت‌های مختلف تعدیل می‌کند. به عنوان مثال درصد مرگ و میر در بیوه مردانی که به طور مرتب در گردهمایی‌های اجتماعی حضور می‌یابند خیلی پایین‌تر از گروه مشابهی است که در این گردهمایی حضور ندارند. دانشجویانی که دوستان زیادی دارند نسبت به آنهایی که دوستان کمی دارند از دستگاه ایمنی فعال‌تری برخوردارند. با توجه به تاثیر بر سیستم ایمنی به نظر می‌رسد برخورداری از حمایت‌ها می‌تواند استرس‌های تحصیلی را کاهش دهد.

فنون مدیریت زمان
یادگیری فنون مدیریت زمان می‌تواند موجب حداکثر استفاده از وقت شده و عملکرد افراد را افزایش دهد. این فنون در مورد اشخاصی که مسئولیت‌های متعددی دارند کاربرد بیشتری دارد. مرحله اول شامل اولویت سنجی است. در این مرحله فهرستی از تمام مسئولیت‌های روزانه، هفتگی و ماهانه (به طور جداگانه) تهیه می‌شود. آنگاه اموری را که از اهمیت و فوریت بیشتری برخوردارند مشخص نموده و برای آنها اولویت اجرایی در نظر گرفته می‌شود.
مرحله بعدی زمانبندی است. در این مرحله برای هر یک ازمسئولیت‌ها زمان مشخص و معینی در نظر گرفته می‌شود. در صورت لزوم امور کم اهمیت حذف می‌شوند و وقت بیشتری برای اولویت‌ها اختصاص می‌یابد. پس از این مرحله برنامه زمان‌بندی شده وارد فاز اجرایی می‌شود. برای اجرای بهتر برنامه تعیین اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. همچنین می‌توان برای عملکرد مناسب و منطبق با برنامه زمانی پاداش‌هایی در نظر گرفت.
همان طور که گفته شد شیوه‌های مقابله هیجان مدار به منظور کنترل و نظم دادن به پاسخ‌های هیجانی ناشی از موقعیت‌های تنش‌زا به کار می‌روند. اینک به شرح برخی از شیوه‌های مذکور می‌پردازیم:

  • تنفس دیافراگمی:
    در هنگام مواجه شدن با فشارزاها، تغییرات فیزیولوژیک خاصی روی می‌دهد. با فعالیت سیستم اعصاب سمپاتیک ضربان قلب افزایش می‌یابد. تعداد تنفس در واحد زمان افزایش می‌یابد. هورمون‌های استرس ترشح می‌شوند، مردمک چشم باز می‌شود و مویرگ‌های پوست تنگ می‌شوند .... ظاهراً بین ریتم تنفس و فعالیت سیستم اعصاب ارتباط متقابل وجود دارد به طوری که با کنترل ریتم تنفس (تنفس عمیق و آرام) می‌توان از بسیاری از تغییرات فیزیولوژیکی و هیجانی ناشی از فشار روانی جلوگیری کرد. در واقع به دنبال تنفس دیافراگمی کارکردهای پاراسمپاتیک بر سمپاتیک غلبه پیدا می‌کنند و به دنبال آن فرد، احساس آرامش و آسایش توأم با افزایش انرژی می‌کند.
  • ورزش کردن:
    فشار روانی در دراز مدت موجب بروز اختلالات روانی همچون افسردگی و اضطراب می‌شوند. تحقیقات متعددی نشان دهنده نقش ورزش و تمرینات بدنی در کاهش افسردگی و اضطراب است. در یکی از مطالعات مک کان و هولمز (1984) دانشجویانی را که افسردگی متوسط داشتند به سه گروه تقسیم کردند. گروه اول به ورزش در فضای باز پرداختند. گروه دوم به تمرینات آرمیدگی مشغول شدند و گروه سوم هیچ متغیری دریافت نکردند. مقایسه بعدی بین گروه‌ها نشان داد که کمترین میزان افسردگی در گروه اول (ورزشکاران) وجود داشت. تجارب دیگر نیز نشان دهنده تاثیر ورزش بر کاهش افسردگی و اضطراب و افزایش عزت‌نفس است.

آرمیدگی
یکی از شیوه‌های مقابله با فشار روانی فن آرمیدگی عضلانی است. در شیوه آرمیدگی پیشنهادی دکتر هربرت بنسن شخص به مدت 20 دقیقه در وضعیت راحتی می‌نشیند و به صورت فزاینده ماهیچه‌هایش را از سر تا پا وا نهاده و منبسط می‌کند. حواس خود را بر روی تنفس متمرکز می‌کند و پس از هر چرخه دم و بازدم کلمه یک را تکرار می‌کند. تحقیقات نشان داده که در جریان آرمیدگی تغییرات زیر به وقوع می‌پیوندد.

  • کاهش تنفس (تعداد در دقیقه)
  • کاهش ضربان قلب
  • کاهش سطح هورمون‌های استرس در خون
  • افزایش پاسخ گالوانیکی پوست  G.S.R 
  • کند شدن فرکانس E.E.6 
  • کاهش اضطراب

همانطور که می‌دانید تغییرات فیزیولوژیک و روانی فوق دقیقاً متضاد تغییراتی است که در جریان یک رویداد فشارزا به وقوع می‌پیوندد.

توصیه‌های کاربردی در درمان معتادان
بررسی‌های انجام شده بر روی معتادان تحت درمان نشان دهنده وجود ارتباط قوی بین میزان فشار روانی و احتمال عود اعتیاد می‌باشد. درواقع هر چه در زندگی فرد ثبات فکری و اقتصادی وجود داشته باشد و سبک زندگی وی خالی از فشار روانی باشد احتمال عود اعتیاد کمتر خواهد بود.
با توجه به موارد ذکر شده فوق ارائه آموزش‌های مقابله با فشار روانی به معتادان تحت درمان ضروری است. در این راستا موارد زیر توصیه می‌گردد:

  • شناسایی باورهای نادرست معتادان و اقدام در جهت اصلاح آنها
  • اصلاح و تغییر ارتباطات اجتماعی و تفهیم اهمیت برخورداری از حمایت‌های اجتماعی
  • ارائه آموزش‌های مرتبط با فشار روانی و کنترل هیجان مانند آرمیدگی، تنفس دیافراگمی، یوگا و غیره ....
  • اجرای برنامه‌های ورزشی و تفریحی و اوقات فراغت به نحو مطلوب
  • ارائه آموزش‌های مربوط به مدیریت زمان

منبع: روان یار